توی گلویم، تُرش است. مثلِ وقتی که چیزی می خوری و اصطلاحاً می گویی که تُرش کرده ای!»
خوشحال نیستم. بی پولی، بی پناهی و نگرانی های جِدّیِ ریز و دُرُشت، دارد اَمانم را می بُرَد. زندگی، عجب چیزِ بی سر و پایی ست.
احساس می کنم هر روز، تعامل با دیگران، دارد برایم سخت و سخت تر می شود. من، اکثرِ مردمی را که در کنارشان زندگی می کنم، دوست ندارم؛ آن ها، بی اندازه ترسو، بُزدل، توسری خور و زورگویند! نمی توانند انسان باشند چون نمی گذارند و البته که خودشان مقصرند. .
No one knows what will happen the next moment.
Learn, memorize, learn by heart, commit to memory, get down pat, con!
I want that they pay attention to my clever tips and tricks, This is for their own benifit
بی ,نمی ,سخت ,ندارم؛ آن ,دوست ,ها، ,که در ,در کنارشان ,را که ,مردمی را ,اکثرِ مردمی

درباره این سایت